سحر نزدیک بود و هوا هنوز تاریک، که سهتا پسرخاله و رفیق داشتن بیسروصدا مینشستن و حرف میزدن. ناگهان ج. پ. با ماشین نقرهای رسید. فاز شوخیها بالا گرفت و وسط خنده و کریخوانیها، کار رسید به فحش دادن!
س. خ. پ. که خونش به جوش اومده بود، گفت: «چرا به پسرخالهم فحش میدی؟»
ج. پ. هم جوابش رو با کلام نداد… با صندلی داد!
دو ضربه محکم: یکی به بینی، یکی به سر. نتیجه؟ شکستگی، بخیه، تورم، ساییدگی، کبودی... خلاصه صورت س. تبدیل شد به صفحه تمرین آناتومی پزشکی قانونی!
دادگاه بدوی هم با بررسی همه چی — از شهادت شاهدها و نظریه پزشکی قانونی گرفته تا اظهارات ضدونقیض ج. پ. — حکم داد:
???? جمعاً ۸.۷ دهم درصد دیه کامل بابت شکستگی، کبودی، بخیه و تورم.
???? از جنبه عمومی جرم، چون نه نظم عمومی به هم ریخته بود نه مردم وحشت کرده بودن، ج. پ. از این بخش تبرئه شد.
توصیه باوکلا:
اگه اهل شوخیای، یادت باشه صندلی برای نشیمنه نه دشمن!
صمیمیت با فحش قاطی شه، میره دادگاه. تازه اگه با صندلی جواب بدی، هم باید پول بدی، هم آبروت میره!